حسن صابرEnglish

نقشه‌ی راه ۹۰ روزه برای رشد قابل اندازه‌گیری

نویسنده: حسن صابر (Hassan Saber) · 8 دقیقه مطالعه

طرح‌های تحول دوساله را دیده‌ام که در ماه هشتم فراموش می‌شوند. و تغییرات ۹۰ روزه را دیده‌ام که کسب‌وکار را عوض کرده‌اند.

من حسن صابر هستم و در این مقاله چارچوبی را که در پروژه‌هایم استفاده می‌کنم توضیح می‌دهم.

چرا ۹۰ روز؟

چون به‌اندازه‌ی کافی بلند است که کار واقعی انجام شود، و به‌اندازه‌ی کافی کوتاه است که کسی حوصله‌اش سر نرود.

در پروژه‌های طولانی‌تر، معمولاً این اتفاق می‌افتد: انرژی اولیه تمام می‌شود، اولویت‌ها عوض می‌شوند، و هیچ‌وقت نمی‌فهمید کار می‌کرد یا نه.

روز ۱ تا ۱۵: تشخیص

هیچ تغییری ندهید. فقط ببینید.

  • داده‌های شش ماه گذشته را جمع کنید
  • با پنج مشتری فعلی صحبت کنید (چرا شما را انتخاب کردند؟)
  • با سه مشتری از دست رفته صحبت کنید (چرا نه؟)
  • مسیر یک سرنخ را از ابتدا تا انتها دنبال کنید

خروجی این مرحله یک سند است: بزرگ‌ترین نقطه‌ی نشتی کجاست.

مقاومت در برابر وسوسه‌ی «فوری یک کاری بکنیم» مهم‌ترین بخش این دو هفته است.

روز ۱۶ تا ۳۰: طراحی

حالا که می‌دانید مشکل کجاست، راه‌حل را طراحی کنید:

  • فرآیند جدید فروش روی کاغذ
  • مشخص کردن اینکه چه چیزی، کجا ثبت می‌شود
  • تعریف چهار عددی که قرار است دنبال کنید
  • انتخاب ابزارها (اگر لازم باشد)

روز ۳۱ تا ۶۰: اجرا

اینجا کار واقعی انجام می‌شود. اما با یک قاعده: هر هفته یک چیز.

اجرای همزمان پنج تغییر یعنی وقتی نتیجه عوض شد، نمی‌دانید کدام‌یک اثر داشته. تغییرات پشت سر هم، با فاصله، قابل اندازه‌گیری‌اند.

روز ۶۱ تا ۸۰: تثبیت

سیستم جدید معمولاً در هفته‌های اول کار نمی‌کند. آدم‌ها به عادت قبلی برمی‌گردند، جاهایی که فکر نکرده بودید مشکل پیدا می‌شود.

این بیست روز برای همین است: رفع اشکال، آموزش دوباره، ساده کردن چیزهایی که پیچیده از آب درآمدند.

روز ۸۱ تا ۹۰: اندازه‌گیری و تصمیم

چهار عدد را با روز اول مقایسه کنید. سه حالت ممکن است:

  • بهتر شد — ادامه دهید و ۹۰ روز بعدی را طراحی کنید
  • فرقی نکرد — تشخیص اشتباه بود، برگردید به مرحله‌ی اول
  • بدتر شد — نادر است، اما اگر شد، سریع برگردانید

نکته‌ی مهم

اگر در روز ۹۰ نمی‌توانید بگویید بهتر شد یا نه، یعنی مرحله‌ی اول را درست انجام نداده‌اید. اندازه‌گیری قبل، شرط فهمیدن بعد است.

یک نمونه‌ی واقعی: ۹۰ روز یک فروشگاه آنلاین

فروشگاهی که با آن کار کردیم، سال‌ها با تبلیغات اینستاگرام می‌فروخت و هر بار که بودجه قطع می‌شد، فروش هم قطع می‌شد. روز اولِ دوره‌ی ۹۰ روزه، هیچ‌کس عدد دقیق نرخ تبدیل یا هزینه‌ی جذب را نمی‌دانست.

دو هفته‌ی اول فقط داده جمع شد. نتیجه‌ی تشخیص روشن بود: نه مشکل ترافیک، بلکه فرسایش سرنخ بود — پیام‌های دایرکت بی‌جواب می‌ماندند و پیگیری سفارش‌های نیمه‌تمام وجود نداشت.

روز پانزدهم تا سی‌اُم، یک فرآیند ساده‌ی سه‌مرحله‌ای روی کاغذ آمد: پاسخ اول حداکثر تا پایان روز، ثبت هر سرنخ در یک فهرست واحد، و مرور روزانه‌ی ده‌دقیقه‌ای. ماه دوم همین با یک ابزار ساده و دو قانون نوشته‌شده اجرا شد. ماه سوم، تثبیت: دو مرحله حذف شد چون تیم به آن‌ها پایبند نبود، و یک فیلد جدید اضافه شد که خودشان خواسته بودند.

روز نود: نرخ پاسخ به سرنخ از حدود پنجاه به نود درصد رسیده بود و سهم فروشِ بی‌تبلیغات — از جستجو و بازگشت مشتری — تقریباً دو برابر شده بود. هیچ چیزِ خیره‌کننده‌ای اتفاق نیفتاده بود؛ یک چرخه‌ی ساده، کامل اجرا شد.

چه چیزی در ۹۰ روز جا نمی‌شود

برای همین چارچوب جواب می‌دهد که بدانیم چه چیزهایی را شامل نکنیم:

  • تغییر هویت برند. بازطراحی کامل برند یک پروژه‌ی مستقل است؛ در دل نقشه‌ی راه، فقط تیتر و پیام صفحه‌ی اصلی را می‌توان درست کرد.
  • مهاجرت کامل پلتفرم. جابه‌جایی فروشگاه یا سایت اگر اضطراری نباشد، برای دوره‌ی بعد است — ریسکش کل دوره را می‌بلعد.
  • استخدام کلیدی. آدم درست را پیدا کردن و جا افتادنش، خودش بیش از نود روز است.
  • پنج کار همزمان. قاعده‌ی «هر هفته یک چیز» اگر شکسته شود، اندازه‌گیری همه‌چیز از بین می‌رود.

نقشه‌ی راه خوب، به همان اندازه که می‌گوید چه کنیم، می‌گوید چه چیزی را به بعد موکول کنیم.

قالب سند روز نود

خروجیِ مستند این دوره، بیشتر از یک داشبورد، یک سند دو صفحه‌ای است:

صفحه‌ی اول — سه عددِ اولیه در روز یک، همان سه عدد در روز نود، و یک جمله برای هرکدام که چه عاملی جابه‌جایش کرد. صفحه‌ی دوم — سه تصمیم دوره‌ی بعد: ادامه‌ی چه چیزی، توقفِ چه چیزی، و شروعِ چه چیزی جدید.

این سند، جلسه‌ی روز نود را از «همه‌چیز خوب بود» به «این عدد حرکت کرد، این یکی نه، پس این کار را می‌کنیم» می‌رساند.

سه خطای رایج در اجرای این چارچوب

خطای اول — تشخیصِ پنج‌دقیقه‌ای. مدیری که با یک نگاه می‌گوید «مشکل از بازاریابی است». شش ماه بعد معلوم می‌شود نشتی جای دیگری بوده و دو هفته‌ی تشخیص باید از اول تکرار شود.

خطای دوم — پر کردن دوره با ابزار. جلسه‌ی روز شانزدهم تبدیل می‌شود به انتخاب نرم‌افزار، و نود روز بعد صرف سفارشی‌سازی چیزهایی می‌شود که به مسئله‌ی اصلی ربطی ندارد. ابزار آخرین قدم طراحی است، نه اولین.

خطای سوم — ننوشتن عددِ اولیه. وسوسه‌ی «که خودمان بلدیم، لازم نیست ثبت شود». در روز نود، بدون عدد اولیه، هیچ ادعایی قابل دفاع نیست و دوره‌ی بعد با احساس، نه داده، طراحی می‌شود.

۹۰ روزِ اول کدام مشکل را انتخاب کنیم؟

وسوسه‌ی همیشگی این است که بزرگ‌ترین مشکل را انتخاب کنیم — کلیِ آن‌ها برخوردار از هیجانِ جلسه‌ی شروع‌اند. قاعده‌ی بهتر:

معیار یک — داده در دسترس باشد. اگر نتوانید امروز عددِ وضعیت فعلی را بیرون بکشید، آن مشکل برای دوره‌ی اول مناسب نیست؛ اندازه‌گیریِ نود روز به داده‌ی روز یک گره خورده است.

معیار دو — در کنترل خودتان باشد. مشکلِ وابسته به تصمیم بانک، بازار ارز یا سیاست پلتفرم‌ها را نمی‌شود در نود روز جابه‌جا کرد. برای دوره‌ی اول، مشکلاتی را بردارید که اجرای‌شان به تیم خودتان ختم می‌شود.

معیار سه — اثرش به فروش نزدیک باشد. «مرتب‌کردن انبار» لایه‌ی عقبِ فروش است و اثرش دیر دیده می‌شود؛ «زمان پاسخ به سرنخ» و «نرخ تبدیل صفحه‌ی فروش» نزدیک‌ترین حلقه‌ها به پول‌اند.

ترکیب این سه، تقریباً همیشه به یک عدد ختم می‌شود: سرنخ‌ها و پیگیری‌شان. برای همین هم بیشترِ نقشه‌های راه واقعی، از قیف فروش شروع می‌شوند و به آن‌هایی که دیرتر جواب می‌دهند، در دوره‌های بعدی می‌رسند.

بعد از اولین ۹۰ روز چی می‌آید؟

دوره‌ی دوم معمولاً کوتاه‌تر از دوره‌ی اول حس می‌شود، چون دو چیز از دوره‌ی اول مانده: عادتِ ثبت داده و عضله‌ی اجرای هفتگی.

الگوی سالم رشد، پله‌پله است: دوره‌ی اول قیف فروش، دوره‌ی دوم سهم فروشِ بدون تبلیغات — سئو و بازگشت مشتری — و دوره‌ی سوم اتوماسیونِ کارهایی که هنوز دستی‌اند. هر پله روی پله‌ی قبل سوار می‌شود؛ چیزی که با «پروژه‌ی بزرگ یک‌ساله» تقریباً هرگز اتفاق نمی‌افتد.

در نهایت، این چارچوب چیزی جز اداره‌ی نظم‌یافته‌ی همان کارهایی نیست که کسب‌وکارها دیر یا زود انجام می‌دهند؛ تفاوت فقط در این است که به‌جای شلیکِ شتاب‌زده، تشخیص می‌دهد، یک چیز را عوض می‌کند و با عدد قضاوت می‌کند.

جمع‌بندی

رشد از پروژه‌های بزرگ نمی‌آید؛ از چرخه‌های کوتاه و تکرارشونده می‌آید که هر کدام یک چیز را ثابت می‌کنند.

اگر می‌خواهید ۹۰ روز اول کسب‌وکار شما را با هم طراحی کنیم، یک جلسه بگذاریم.

<!-- interlink -->

---

بیشتر بخوانید

---

نویسنده: حسن صابر (Hassan Saber) — مشاور رشد کسب‌وکار و تحول دیجیتال.

سؤالات متداول

۹۰ روز از کجا شروع کنیم؟

از دو هفته‌ی تشخیص: داده‌ی شش ماه گذشته، گفتگو با پنج مشتری فعلی و سه مشتری از‌دست‌رفته، و دنبال‌کردن مسیر یک سرنخ تا انتها. خروجی، یک سند است که بزرگ‌ترین نقطه‌ی نشتی را مشخص می‌کند.

اگر در روز ۹۰ نتیجه نیامده باشد چه کنیم؟

سه حالت دارید: بهتر شده (ادامه)، فرقی نکرده (برگردید به تشخیص)، بدتر شده (برگردانید). مهم این است که عدد اولیه را ثبت کرده باشید وگرنه اصلاً نمی‌فهمید کدام حالت است.

چه چیزی را در یک دوره‌ی ۹۰ روزه نباید شامل کنیم؟

تغییر کامل هویت برند، مهاجرت پلتفرم، استخدام کلیدی و اجرای چند تغییر همزمان. نقشه‌ی راه خوب به‌اندازه‌ی «چه کنیم»، «چه چیزی را به بعد موکول کنیم» را هم مشخص می‌کند.

همه مقالات · صفحه اصلی

© hassansaber.ir